ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
مقدمهء مصحح 33
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
شاه حسين به مشهد مقدس رفت و شش ماه در آنجا ماند . امير الامرا حسين خان كسى نزد او فرستاد و او را به هرات دعوت كرد . ملك شاه حسين دعوت او را پذيرفت و به هرات رفت و مدت هشت ماه در هرات بماند . در اين مدت خبرى از آمدن شاه عباس به خراسان نشد . سرانجام ملك شاه حسين متوجه فراه شد . شش ماه در فراه بماند و ملوك فراه با او بسيار بدرفتارى كردند تا جائى كه مجبور شد فراه را ترك كند و به دربار شاه عباس روى آورد . « 1 » بالاخره ملك شاه حسين روز هفدهم شعبان سال 1022 از فراه خارج شد . ماه رمضان را در قريهء تغابقاين در مزار مير نعمت الله رضوى ماند و از آنجا به منزل استاد علامه مير محمد شريف رفت . سپس از راه طبس به بيابانك رفت . در آنجا خبردار شد كه شاه عباس به عزم شكار از اصفهان خارج شده و به نائين و كوپا و اردستان آمده است و احتمال دارد كه تا كاشان نيز برود . با شنيدن اين خبر به كاشان رفت ، اما وقتى به كاشان رسيد ، موكب شاه عباس به قزوين رفته بود . چند روزى در كاشان ماند و سپس روى به قزوين آورد . هنگام رسيدن به قزوين معلوم شد كه شاه عباس به گرجستان روى آورده است . قصد داشت كه بىدرنگ به گرجستان رود ، اما مريض شد و پانزده روز در قزوين ماند . پس از بهبود متوجه اردبيل شد و از آنجا از راه ارشه و ساحل رود ارس به قراباغ و گنجه رفت و پس از گذشتن از آب كر و طى چند منزل ، كنار رودخانهء قراچاى از اعمال گرجستان به اردوى شاه عباس پيوست . شاه عباس او را نوازش بسيار كرد و در ركاب شاه عباس از درهء قسق به ولايت قسق رفت . در اينجا كليسائى به تصرف لشكريان ايران درآمد و ملك شاه حسين به دستور شاه عباس بر بالاى اين كليسا ، اذان گفت . شاه عباس الكاى گاخت و كارتيل را تصرف كرد و مدت يك ماه در كنار سد اسكندر كه رودخانهء عظيمى از آنجا مىگذرد ، اردو زد . ملك شاه حسين در طول اين مدت در ركاب شاه عباس بود . « 2 » در اين وقت نقدىبيك كشيكچىباشى كه به كيچ و مكران رفته بود ، بازگشت و از اهالى آنجا شكايت داشت . شاه عباس امر كرد كه گنجعلى خان با لشكر فارس به كرمان و از آنجا به مكرانرود و آن ولايت را به قتل و غارت تسخير كند . ملك شاه حسين كه حضور داشت تذكر داد كه آنان مردمى مسكين و ناتوانند و تاب غضب و سخط پادشاهى را ندارند . اگر نوبتى ديگر ايشان را عفو كنيد و مرا به نصيحت نزد آنان فرستيد ، شايد سر اطاعت فرود آورند . اين تقاضا مورد قبول شاه واقع شد و دستور داد تا وسايل سفر ملك شاه حسين را مرتب كنند و او هم روز هفدهم شعبان 1023 از اردوى شاه عباس جدا شد و همراه خواجه جلال الدين اكبر وزير خراسان به قزوين آمد . از قزوين بهتنهائى به كاشان و يزد و كرمان و از آنجا به گرمسير مكران يعنى به زمان و هوديان و از آنجا به بن فهل رسيد . در بن فهل ، شاهقلى سلطان گيل را ملاقات كرد . او را خلعت داد و متوجه
--> ( 1 ) - احياء الملوك صفحات 498 و 499 و 500 . ( 2 ) - احياء الملوك صفحات 502 و 503 و 504 .